سيد محمد باقر برقعى

3001

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نامدار لبنانى جبران خليل جبران ، و چند اثر ديگر . نمونه‌هاى زير از شعر اوست : شاهد هستى به بزم حسن ساقى تا نشستم * شكستم ، جام صهبا را شكستم چو پيوستم به مشكين طرّهء يار * گسستم ، از همه عالم گسستم بيا مطرب به نى زن بوسهء عشق * كه من از بوس جام عشق ، مستم فنا سرلوحهء نقش جهان است * بده ساقى مى باقى به دستم اگر افتاده‌ام در پاى يارى * مكن منعم كه من زيباپرستم ز روى شاهد زيباى هستى * نگيرم ديده تا روزى كه هستم جز او انديشهء ديگر ندارم * به جان پابند پيمان الستم شدم تا آشناى آن دلارام * در دل را به روى غير بستم همه اويم ، همه اويم ، همه او * چو او را يافتم از خويش رستم آرزوى شاعر در سنگلاخ زندگى و شوره‌زار عمر * فرسوده پاى گشتم و آبى نيافتم هر منزلى كه بهر اقامت گزيدمش * جز كاروانسراى خرابى نيافتم * * تا چشم نيم‌خفته‌اى باز شد به صبح * امواج شام تيره مرا در ميان گرفت من روز دل‌فروز زمان را نديده‌ام * داد از جهان ! كه روز مرا رايگان گرفت * * رؤياى شوق در دل غم ناپديد شد * در آسمان عشق مرا اخترى نماند آن شعله‌هاى گرم كه نامش اميد بود * خاموش شد چنان كه از آن اخگرى نماند * * از دوره‌اى كه نام جوانى به خود گرفت * جز خاطرات تلخ نمانده‌ست يادگار فردا كه عهد تيرهء پيرى فرارسد * خواهد چه كرد با دل من دست روزگار * *